201111161346_3_1
نوشته شده توسط movafaghan

سوئي شيرو هوندا

سوئي شيرو هوندا(۱۹۹۱-۱۹۰۶)

مؤسس شركت هوندا فرزند يك آهنگر و مكانيك ماهر بود كه در اواسط تحصيل خود در دبيرستان، آموختن را رها كرد و ظرف مدت ۱۲ سال، بزرگترين شركت موتورسيكلت‌سازي دنيا را تأسيس كرد. سوئي شيرو ۴۰ ساله در ۱۹۴۶ مؤسسه تحقيقات فني هوندا را داير كرد تا دوچرخه هاي كوچك موتوري توليد كند. او در ۱۹۴۸ تنها با ۳۲۰۰ دلار سرمايه و خريد موتورهاي مازاد و پيوند زدن آنها به دوچرخه ها شركتي را بنيان گذاشت كه هم اكنون در دنيا جايگاه اول موتورسيكلت‌سازي را داراست. هدف او توليد يك وسيله حمل و نقل ارزان بود. اين چيزي بود كه ژاپن پس ازجنگ جهاني مي طلبيد.

او در سال ۱۹۷۳ و در سن ۶۶ سالگي، در ۲۵ سالگرد تأسيس شركت بازنشسته شد. بخشي از موقعيت او مرهون شراكت تجاري با فوجي ساوا در امر بازاريابي و توزيع بود. هوندا راه و روش فني و مهندسي شركت را تعيين مي كرد و فوجي ساوا خط‌مشي بازاريابي و امور اداري را. هوندا از همان ابتدا معتقد بود تعمير اتومبيل، كه بسيار به آن علاقه داشت، كــاري است محدود زيرا تنها مي‌تواند در مناطق محــلي و اطراف آن به كار آيد. او مي گفت اگـر من بتوانم وسيله‌اي بسازم مي توانم كسب و كار خود را تا نقطه هاي دوردست دنيا گسترش دهم. او به عنوان توجيه ترك تحصيل خود مي گويد: حال كسي را داشتم كه از گرسنگي دارد مي‌ميرد اما به جاي وعده اي غذا از او انتظار دارند كه اصول تغذيه صحيح را بياموزد.

بدين جهت او به مديريت در محل كار معتقد بود و مي گفت در كف كارخانه دانش بيشتري وجود دارد تا در دفتر كار. هنگامي كه در محل باشيد مي بينيد چه چيزي واقعي است. او به تعبير خودش نخست با سخت‌ترين دشواريها روبرو مي شد. از ناكامي باكي نداشت و براين باور بود كه موفقيت را تنها مي توان از راه ناكاميهاي مكرر و خويشتن‌نگري به دست آورد. درواقع موفقيت يعني يك درصد از كاري كه ۹۹ درصد آن شكست بوده است. عقيده هوندا درباره كاركنان آن بود كه در وهله نخست، هركس بايد براي خودش كار كند. كاركنان خود را فداي شركت نمي‌كنند. انسانها براي انجام كار به شركت مي آيند تا از آن لذت ببرند. همين احساس منجر به نوآوري مي شود. هوندا شكيبايي را شرط موفقيت مي دانست و مي گفت: مي گويند هريك از ما جلوه اي از ذات بي‌همتاي خالق را در خود نهفته داريم. فكر مي كنم كه سهم من از اين موهبت، شكيبايي است كه وادارم كرد تا در كمين فرصتها باشم.

فکر جستجوگر و خلاق سوئی شیروهوندا، آهنگرزاده روستاهای ژاپن آنقدر عالی بود که شاید آدمی می توانست از همت بلند او دریابد که پس از ترک تحصیل دبیرستان بتواند طی مدت ۱۲سال بزرگترین کارخانه موتورسیکلت‌سازی جهان را داشته باشد.اما شاید خود او نیز از همان ابتدا به فکرش نیز خطور نمی کرد که بتواند با ورود از دنیای موتورسیکلت‌سازی به عرصه تخصصی خودروسازی، در میان غولهای خودروساز جهان سربرآورد و در مقام هفتم سرفرازانه بایستد.زمانی که به همراه شریک مبتکر تجاری خود فوجی ساوا اولین خودروی هوندا را در آمریکا طراحی و عرضه کرد، تصور این امر مشکل بود که این شرکت تا دو دهه قبل از آن اساسا هیچگونه خودرویی تولید نکرده است.اما نبوغ فنی و مهندسی هوندا در کنار استعداد بازاریابی و توزیع فوجی ساوا چنین امکانی را فراهم آورد و شرکتی را به جهانیان معرفی کردند که بیش از نیمی از کارکنان آن، هم اینک در آمریکا به موتورسیکلت‌سازی و خودروسازی مشغول هستند و در سال ۲۰۰۸، کارخانه خودروسازی دیگری با ظرفیت ۲۰۰ هزار خودرو در سال در آن کشور افتتاح خواهدکرد.رسیدن به قله کوه موفقیت و پیشرفت، هدف هوندا بود که با تلاش و همت و سخت کوشی بدان دست یافت. زمانی که هوندا، تنها با شش نفر اولین نمایندگی خود را در کمال صرفه‌جویی و آزادمنشی و آینده‌نگری در آمریکا دایر می‌کرد، شاید یکی از آموزه‌های فرهنگی آن کشور پشتیبان معنوی آنها بود: هر چیزی با ارزش و گرانبهاست و اتلاف گناه است.

پاسخ دهید

نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را وارد کنید بخش های مورد نیاز علامت گذاری شده اند